مجموعه ((کم کم کلمه می شوم)) اثر جلیل صفر بیگی آماده عرضه شد.کسانی که در کرج و تهران هستند و دوست دارند که کتاب رو داشته باشند با این شماره با من تماس بگیرند:
09354594053
دوستانی هم که در شهرهای دیگه هستند با مراجعه به وبلاگ آقای صفر بیگی با خودشون در تماس باشند تا آقای صفر بیگی بهشون بگه که چی کار باید بکنند.توجه داشته باشید که شاید در شهر شما هم دوستی مسئولیت توضیع کتاب رو پذیرفته باشه.
اصلا برام مهم نیست که رامتین ((روح الله )) زارع بچه کرجه و ممکنه که یه روز بیاد انجمن و بزنه زیر گوشم.مهم اینه که توی شعر با کسی تعارف نداریم.یه سر به آدرس زیر و سایت وزین عروض بزنید تا متوجه بشید چی میگم.دیگه هر کی رو می بینی شاعر شده واسه خودش.
http://www.arooz.com/mag2/1386/10/post_112.php#more
سعید محمدی رو همه می شناسیم. در یک پدیده نادر سعید محمدی وبلاگش رو به روز کرده و قصد داره بعد از سه سال دوری از نت دوباره و به طور مرتب وبش رو به روز کنه.به همه پیشنهاد می کنم که بهش سر بزنید.البته سعید این روزها عزادار دوستی مهربان هستش و حال و روز خوبی نداره.من دوباره بهش تسلیت میگم. آدرس وب سعید محمدی در قسمت لینکهای همین وبلاگ هست.برای این پست مطالب زیادی داشتم.مثل انتشار نامه منزوی به خرمشاهی ، چند شعر خوانی از قیصر امین پور و ......اما از اون جایی که با اینترنت زغالی این آپلود کردن صدا چند ساعت طول میکشه گذاشتم برای یه فرصت دیگه.چند تا رباعی برای این پست آماده کردم.دوستان به من تذکر دادند که مصراع پایانی یک از رباعی ها قبلا استفاده شده و چون من هنگام سرودن این رباعی ، رباعی اون شخص رو نخوندم دست به رباعی خودم نمیزنم.
هر چند همه آیینه ی دق هستند
هر چند که با گریه موافق هستند
داروی تمام عقده ها باران است
باران که بیاید همه عاشق هستند
من حسرت آواز چکاوک دارم
احساس هم آغوشی پیچک دارم
وقتی که نباشی تو در این نزدیکی
حتی به نفسهای خودم شک دارم
گفتی که همیشه با دلم می مانی
در بین تمام غم و سرگردانی
شاید که هنوز یاد من می افتی
وقتی که رباعی مرا می خوانی
تقدیم به مهدی شکری و بغض همیشه اش:
با ضربه ی سنگین دمادم نشکست
با پتک بزرگ درد و ماتم نشکست
تا مرز جنون رسیدم و رد نشدم
صد بار دلم شکست و بغضم نشکست